هوا سرد شد.
برگها ریخت
شبها بلند شده اند و فرصت برای تنهایی بیشتر.
چه افکار متضادی توی سرم می چرخه.
خونه های سازمانی ارتش، ورودی کرمانشاه توی عصر خیلی سرد و غم انگیز پاییزی.
کویر گردی توی کویرهای مرکزی ایران، بافق یزد.
بودن توی یک محله پایین و محصور در تفکرات پیشینیان.
و شباهت این افکار در اینه که همه متعلق به گذشته اند و هیچ فکری رو به آینده توی ذهنم نمی چرخه.
برچسب: ای دل چه اندیشیده ای در عذر آن تقصیرها,اي دل چه انديشيده اي در عذر آن تقصيرها,ای دل چه انديشيده ای در عذر آن تقصيرها,دانلود آهنگ ای دل چه اندیشیده ای در عذر آن تقصیرها,شرح غزل ای دل چه اندیشیده ای در عذر آن تقصیرها,ای دل چه اندیشیده ای در عذر این تقصیرها,
نویسنده: کیارش سلطانی